وقتی که شهــدا فرمانـده خودشـان را هـم شرمنــده میکننـد

شب زیبایی بود . حیفمان می آمد بخوابیم؛ولی بهانه ای برای بیدار ماندن نبود. گروهبان ، دسته را جمع و جور کرد . می گفت فرمانده با شما کار دارد.

فرمانده آمد و گفت:ممکن است این چند روز عملیات باشد!
امشب باید در تاریکی کار کنید. نفری بیست تا گونی شن درست کنید. به هم نگاه کردیم. خندیدیم. بهانه ای بود برای بیدار ماندن؛ بعد از یک گرمای ۵۰ درجه یک شب خنک و پر ستاره می چسبید.
فرمانده سرش را روی بیستمین گونی که از شن پر کرده بود ،گذاشت و  به خواب رفت بود. برای نماز صبح که بیدار شد. گونی بچه ها را شمرد ، اخم کرد وگفت :
دیشب چی کار می کردید. نفری ده گونی هم پر نکرده اید.بجنبید.هنوز قدری هوا تاریک است باید جبران کنید. 
بچه ها به تکاپو افتادند؛فرمانده شگفت زده شد.گفت :«ببینم ، پس بیل هایتان کجاست؟چرا با مشت گونی را پر می کنید؟!»
گفتم :« بیل نداریم»
فرمانده خجالت زده شد؛گفت:«چرا نگفتید بیل تهیه کنم؟»
بچه ها باز هم خندیدند .گفتم :
خودتان گفتید : در جبهه نباید چیزی بخواهیم ؛ ممکن است فرمـانده شرمنده شود.
 فرمانده گفت :«شرمنــده!»

javanenghelabi - shohada  155

/ 1 نظر / 6 بازدید
وبگاه جوان انقلابی

سلام ظهر شما بخیر خوبید ان شاءالله؟ عزاداریهاتون قبول. از حضور گرمتون در جوان انقلابی ممنونم. ما از حضور شما انرژی می گیریم. حالا که قدم رنجه کردید و تشریف اوردید اجازه بدید چند نکته رو خدمتتون عرض کنم. ۱ – لطف می کنید جوان انقلابی رو به این اسم لینک کنید: وبـگاه جــوان انقـلابی | پاتـوق دختـران و پسـران انقـلابی شما هم لینک شدید. ۲ – برای حمایت بیش تر ، بنر ما رو میذارید؟ ۳ – تمایل دارید در طرح امام رضا شریک باشید و خادم سایبری حضرت بشید؟ ۴ – منتظریم تا خاطراتتون رو هم برامون ارسال کنید تا با افتخار منتشر کنیم. ۵ – در طرح حجاب هم اگر تمایل به همکاری دارید، اطلاع بدید در سامانه پیامک رایگان هم شرکت کنید.. بابت نشر این 2 مطلب هم در وبلاگ ارزشمندتون ممنونم. دعامون کنید. منتظر پاسخ شما هستیم. لطفا به تمام موارد پاسخ بدید. بانو پویان | معاونت وبگاه جوان انقلابی